
رییس جمهوری امروز به مدت بیش از هشت ساعت از بخشهای مختلف صدا و سیما بازدید کرد و بدون واسطه و رو در رو با کارمندان و کارکنان این سازمان گفتگو کرد . خبر این دیدار به سرعت تبدیل به مهمترین خبر رسانه های مختلف شد و مخصوصا صدا و سیما به شکلی بی سابقه به پوشش خبرهای آن پرداخت .
هر چند دکتر احمدی نژاد با سعه ی صدر همیشگی خود ، هیچ سخنی از بی مهری ها و جوسازی های صدا و سیما بر علیه دولت به میان نیاورد و بزرگوارانه از کنار تخریبهای ناجوانمردانه ی این سازمان و بالخصوص رییس آن گذشت ، اما بیان این پرسش ضروری به نظر می رسد که آیا خبر این بازدید به همان اندازه که بر روی آن مانور داده شد مهم بود یا خیر ؟
شکی نیست که این بازدید یک اتفاق مهم بود که باید به آن پرداخته می شد اما سوال اینجاست که آیا این اتفاق مهمترین اتفاق در رابطه با رییس جمهور بود ؟ اخبار سفرهای استانی هیئت دولت که به شدت مورد اقبال مردم قرار دارد و فصل نوینی از مدیریت کشور را گشوده است ، همواره به شکل خبرهایی کاملا کلیشه ای و تکراری ، از صدا و سیما پخش می شود . با این مضمون همیشگی که رییس جمهور در شهرهای فلان و فلان و فلان سخنرانی کرد و جلسه ی هیئت دولت امشب برگزار می شود !
آیا این همه ی خبری است که می توان از سفرهای هیئت دولت و استقبال و ابراز احساسات کم نظیر مردم و مطالبات آنها تحت پوشش قرار داد ؟ آیا نمیتوان و نباید حضور رییس جمهور و وزرا در بین توده ی مردم را که در طول تاریخ چند صد ساله ی ایران (به استثنای چند سال اوایل پیروزی انقلاب) بی سابقه بوده است را برای مردم به نمایش گذاشت ؟
آیا نباید حضور صمیمی و بدون تشریفات مسئولان در بین ولی نعمتان خود و تلاش و جدیت آنها را خارج از کلیشه ها به نمایش گذاشت ؟ آیا صدا و سیما امکان نمایش این اتفاقات کم سابقه را ندارد ؟ سوال بسیار مهمی که مطرح است اینکه آیا خبر اقدامات دولت برای آبادانی کشور برای مردم مهمتر است و یا خبر بازدید رییس جمهوری از صدا و سیما که مطمئنا هیچ تاثیر محسوسی بر وضع زندگی آنها نخواهد داشت ؟ آیا مردم دوست دارند ساده زیستی و صمیمیت مسئولان خود ، با شهروندان عادی کشور را ببینند و یا تصاویر دیدار آنها از سازمان صدا و سیما را ؟
همچنین خبر بسیار مهم اقدام انقلابی رییس جمهور در دانشگاه آزاد به شکل ناجوانمردانه ای مورد سانسور صدا و سیما قرار گرفت ، آیا برای مردمی که بیش از یک و نیم میلیون نفر از فرزندانشان در این دانشگاه مشغول به تحصیل هستند و همواره با رنج و عذاب ناشی از اقدامات غیر قانونی این دانشگاه روبرو بوده اند ، خبر تحولات بنیادین در دانشگاه آزاد مهمتر است و یا بازدید رییس جمهوری از سازمان صدا و سیما ؟
تلاشهای دولت برای مبارزه با فساد اداری و اقتصادی یکی دیگر از خبرهایی است که از نوازش تیغ سانسور صدا و سیما در امان نمانده است . خبر مربوط به کشف فساد مالی دو نفر از نزدیکان مدیرعامل بانک پارسیان و فساد اداری این مدیر و همچنین اخبار موسسه ی فرهنگ و توسعه و کارشکنی های دیوان عدالت اداری در آن ، جزو مسایلی است که همواره با بی اعتنایی صدا و سیما مواجه شده اند . آیا کدامیک برای مردم مهمتر است و ارزش خبری بیشتری دارد ؟
کنار هم قرار دادن آن سانسورهای حساب شده و این پوشش بی سابقه ، تنها یک احتمال را پیش رو قرار می دهد اینکه مدیران ارشد صدا و سیما به دنبال بهره برداری تبلیغاتی از بازدید رییس جمهور هستند . این احتمال با در نظر گرفتن بی اعتمادی روزافزون نسبت به صداقت صدا و سیما که روز به روز در حال گسترش است ،قوت بیشتری می گیرد . به بیان دیگر احتمال غالب این است که مدیران صدا و سیما و در راس آن ریاست این سازمان ، با توجه به محبوبیت فراوان رییس جمهوری در بین مردم و اعتماد توده ی مردم به ایشان ، با پوشش گسترده و بی سابقه ی این بازدید و کنار هم قرار دادن تصویر ریاست صدا و سیما و رییس جمهوری به دنبال کسب وجه و جلب اعتماد مخاطبان خود بوده اند و سوژه ی اصلی این اخبار در واقع مهندس ضرغامی بوده است نه دکتر احمدی نژاد .
نخستین روزهای انتخاب دکتر احمدی نژاد به ریاست ِ جمهوری اسلامی ایران روزهای عجیبی بود . حالا که به آن روزها فکر می کنم به نظر مثل یک رویا می آید . از یک سو ستمدیدگان ، معترضان به وضع آن روز و عدالتخواهان خوشحال و سرمست بودند و به دلیل تشکیل یک دولت اسلامی گویی در آسمانها سیر می کردند ، و از سویی دیگر صاحبان زر وزور در داخل و قداره بندها و چاقو کشان جهانی با ناباوری به اتفاقات پیش آمده می نگریستند و پایه های طاغوت خود را در خطر فروریختن می دیدند .
حقیقتا روزهای عجیبی بود که تنها باید در آن حضور داشت تا به درستی آن را درک کرد . در همان حال شایعات عجیب و غریبی هم به گوش می رسید که برخی از آنها به قدری عجولانه و آماتور ساخته شده بود که بیشتر مضحک می نمود و تبدیل به جوکهای کوچه و بازار می شد .
خوب به یاد دارم که آن روزها بنگاههای سخن پراکنی شکست خوردگان از داخلی گرفته تا خارجی و از فارسی زبان گرفته تا بیگانه برای ساخت شایعه از هم سبقت می گرفتند و احمدی نژاد در این میان تبدیل به یک جنایتکار تمام حرفه ای می شد . جنایات دکتر واقعا پر تعداد بود و شمارش و به خاطر سپردن آنها کاری بسیار سخت ، تا جایی که خود همین بنگاههای خبری نیز گهگاه تعدادی از این جنایات را فراموش می کردند و بعد از چند وقت دوباره به یاد آن می افتادند و بانگ " وامصیبتا " سر می دادند تا خود تاییدی گردد بر کم حافظه بودن دروغگو .
یکی از جنایات هراس انگیز دکتر احمدی نژاد قتل عام کردها بود ، شایعه ای که نخستین بار رادیو صدای دولت آمریکا آن را کشف کرد و به سرعت مورد توجه سازمانهای حقوق بشر (؟!) قرار گرفت و بیانه ها پشت سر هم صادر شد تا شاید لااقل نظر جمعی از مردم ایران در نواحی کردنشین در مورد رییس جمهور عوض شود . هر چند هیچ وقت مشخص نشد که این کشته شدگان چه کسانی بوده اند و چرا هیچ کس پیش از اعلام رادیو آمریکا آنها را نمی شناخت !
اما با این حال این امید چندان هم نابجا نبود و با در نظر گرفتن تبعیضهای صورت گرفته نسبت به کردها ، در دولتهای گذشته و داشتن نگاهی امنیتی به مناطق کردنشین ، امید به نارضایتی کردها تقویت می شد . اما بنای احمدی نژاد به تکرار اشتباهات گذشته نبود ، احمدی نژاد آمده بود تا دیوارهای بلند بی اعتمادی بین مردم ، که ره آورد توسعه ی آلوده به لیبرالیسم بود ، را فرو ریزد و مهرورزی را جایگزین آن کند .
وعده ی دکتر احمدی نژاد برای گسترش مهرورزی چه خوب تحقق یافت و فطرتهای پاک چه زیبا صداقت را تشخیص دادند و به قدردانی از ان شتافتند . استقبال کم سابقه ی مردم کردستان از رییس جمهوری خود به همگان ثابت کرد که فطرت پاک حقیقت را تشخیص می دهد و شایعات ساخته و پرداخته ی گروههای ضربه خورد از مردم (اعم از داخلی و خارجی) نمی تواند خللی در شناخت آنان ایجاد کند .
دکتر احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران ، در بیست و یکمین سفر استانی خود به گوشه ای از سرزمین بزرگ ایران و به میان غیورمردان و شیرزنان کرد رفت تا به روسای پیشین جمهور و به مسئولین توسعه طلب و اصلاح طلب نشان دهد که شناختشان از مردم ایران بسیار ضعیف بوده و ترس و هراس آنها از سفر به مناطق کردنشین ایران نه به دلیل روحیات مردم آن که به دلیل عدم شناخت از این مردم بوده است . هر چند عملکرد خود آنها نیز در این میان بی تاثیر نبوده است .
و چه تعبیر زیبایی بکار برده بود رجا نیوز " احمدي نژاد در مناطق كردنشين رفراندوم برگزار كرد " .

به یاد داریم کاندولیزا رایس عفریته ی جنگ آمریکا ، جنگ سی وسه روزه ی اسراییل در لبنان را " درد زایمان تولد خاورمیانه ی جدید " خواند . به اعتقاد خانم رایس پیروزی احتمالی رژیم صهیونیستی در لبنان و نابودی یا دست کم خلع سلاح حزب الله نخستین گام برای ایجاد خاورمیانه ی جدید بود .
خاورمیانه ی جدید طرحی بود که در ادامه ی طرحهای شکست خورده ی " اسراییل بزرگ " شیمون پرز و " خاورمیانه ی بزرگ " مطرح می شد و چکیده آن تشکیل حکومتهای لیبرال و دموکراتیک در خاورمیانه و توسعه ی فرهنگی کشورهای منطقه معرفی می شد ، اما از همان ابتدا مشخص بود که این طرح در امتداد طرح " اسراییل بزرگ " با هدف نابودی گروههای مقاومت (به تعبیر غربی تروریست) و ایجاد خاورمیانه ای به مرکزیت اسراییل مطرح می شود .
این امید واهی رایس خیلی زود نقش بر آب شد و شکست مفتضحانه ی صهیونیستها از حزب الله لبنان بسیاری از کارشناسان را به این باور رساند که این " مولود نامشروع و ناقص الخلقه " از همان ابتدا مرده به دنیا آمده است . شکست طرح مذکور می توانست حاوی پیام خطرناکی برای تل آویو باشد و آن ضعف و نابودی قریب الوقوع رژیم آپارتاید صهیونیستی بود .
از طرفی دیگر ظهور دموکراسی های بومی در برخی کشورهای منطقه ، تهدید الگوبرداری سایر کشورها را به همراه داشت . و این تهدید زمانی جدی تر می نمود که دموکراسی های صادراتی غرب در خاورمیانه روز به روز بیشتر رو به افول می گذاشت و به طور مثال حکومت دست نشانده ی مصر پس از برگزاری یک انتخابات چند حزبی (با وجود همه ی نارسایی ها و اشکالات آن) قصد بازگشت به دیکتاتوری سابق خود را کرد و با تصویب حسنی مبارک " فرعون معاصر مصر " !!! سخن از ریاست جمهوری مادام العمر به میان آورد .
با این تفاصیل اقدام سریع رژیم اسراییل برای جلوگیری از نابودی خود محتمل می نمود . از طرفی اسراییل به خوبی می داند که توان اداره ی جنگ در دو جبهه را ندارد ، از این رو نمی خواهد وارد جنگی همه جانبه شود و ترجیح می دهد تا با اتخاذ ژستهای طلبکارانه کشورهای منطقه را به پایبندی به صلح و آرامش دعوت می کند و در همین حال سرزمینهای اشغالی را آماج حملات خود قرار می دهد .
نابودی دولت حماس نخستین گام رژیم صهیونیستی برای حفظ حیات خود می باشد . این اقدام آخرین تلاشهای اسراییل برای احیای مولود نامشروع رایس یعنی خاور میانه ی جدید است و اسراییل به سان انسانی که در باتلاق گرفتار باشد ، دست به هر شاخ وبرگی دراز می کند تا نجات یابد . در شرایطی که " نیروهای یونیفل " در جنوب لبنان به مرزبانی برای اسراییل مشغولند ، ارتش صهیونیستی باریکه ی غزه را به " منطقه ای سوخته " تبدیل می کند .
اسراییل در طرح خود برای احیای خاور میانه جدید ، چهار گزینه پیش رو دارد که ترجیح می دهد در اجرای آنها مرحله به مرحله و بدون شتابزدگی حرکت کند :
1) نابودی دولت مردمی حماس در فلسطین و جایگزینی آن با دولتی سازشکار وابسته به جنبش الفتح و ابومازن
2) جلوگیری از ایجاد دولتی وابسته به حزب الله در لبنان و محدود کردن و در صورت امکان خلع سلاح این جنبش با توسل به فشارهای داخلی و بین المللی
3) تغییر دادن حکومت در سوریه و یا وادار کردن این کشور به امضای قرارداد عدم تجاوز با اسراییل حتی اگر برای اینکار نیاز به دادن امتیازاتی مثل بلندی های جولان وجود داشته باشد
4) مهمترین و دشوارترین مرحله تضعیف و نابودی حکومت ایران به عنوان کانون همه ی مشکلات (محور شرارت) ، با حساب کردن روی همکاری متحدان غربی اسراییل و مخصوصا استفاده ی احتمالی از اهرم تحریم در شورای امنیت است
شاید بهترین دلیل بر این مدعا ، پیش بینی ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی بر وقوع دوباره ی جنگ بین اسراییل و حزب الله و اسراییل و سوریه در بهار و تابستان آینده باشد . در این شرایط به نظر می رسد راه مقابله با این طرح باز کردن جبهه های دیگر در پیش روی اسراییل است حتی اگر این جبهه ها صرفا نظامی نبوده و جنبه ی سیاسی یا اقتصادی داشته باشند . کمک به تشکیل دولت جدید در لبنان به رهبری و یا با مشارکت غالب حزب الله یکی از مناسبترین گزینه هاست .
آخرین اخبار از لیست نخبگان حوزه ودانشگاه :
یکی از حامیان لیست " نخبگان حوزه و دانشگاه " برای انتخابات خبرگان با بیان اینکه تا زمانی که نتیجه ی بررسی صلاحیتها توسط شورای نگهبان اعلام نشود ، این لیست به صورت رسمی اعلام نخواهد شد ، گفت : ما منتظر اعلام نتایج بررسی صلاحیتها توسط شورای نگهبان هستیم .
قاسم روانبخش ، دبیر سیاسی هفته نامه ی پرتو در گفتگو با ایسنا با بیان اینکه " در روز پنجشنبه ۱۱ آبانماه ستاد نخبگان حوزه و دانشگاه در تهران فعالیت خود را به صورت رسمی آغاز خواهد کرد " افزود : این ستاد در استانهای دیگر نیز در حال فعالیت و رایزنی است و به زودی فعالیتهای خود را در این استانها آغاز خواهد کرد . وی ادامه داد : طرفداران لیست نخبگان حوزه و دانشگاه در آینده ی بسیار نزدیک نشستی را در تهران با حضور اساتید حوزه و دانشجویان برگزار خواهند کرد .
روانبخش با بیان اینکه لیست نخبگان حوزه ودانشگاه با لیست جامعتین دارای اشتراکات زیادی است ، گفت : ما در استان تهران هنوز نتوانسته ایم ۱۶ نفر مطلوبمان را پیدا کنیم و در حال حاضر افرادی که ما آنها را شناسایی کرده ایم کمتر از ۱۶ نفر هستند . وی با تاکید دوباره بر اینکه آقایان حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی در این لیست قرار ندارند گفت : شاخص های لیست ما " آیت الله مصباح یزدی " و " آیت الله مشکینی " هستند .
وی در مورد این سوال که نظر آیت الله مصباح یزدی در مورد این لیست چیست ؟ با بیان اینکه آیت الله مصباح یزدی در انتخابات خبرگان لیستی ارائه نخواهند کرد ادامه داد : ایشان تاکید کرده اند که لیست حجت شرعی نمی آوردمگر اینکه برای مردم اطمینان بیاورد . ولی ایشان ارائه ی لیست نخبگان حوزه و دانشگاه را نهی نکرده و در این ارتباط امری نیز نداشته اند .
از مدتها پیش نشانه هایی از وجود اختلاف در بین برخی از اعضای ارشد جامعه ی روحانیت مبارز تهران و جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم ، با عده ای از اعضای این تشکلها به گوش می رسید . هر چند وجود این اختلاف از سوی هر دو طرف به شدت تکذیب می شد اما هر از چند گاهی و در شرایط خاص و حساسی این تنشها به شکل غیر رسمی بالا می گرفت و مهر تاییدی بر وجود اختلاف نظر نسبتا شدید در بین اعضای جامعتین داشت .
نشانه هایی از این اختلاف نظر در انتخابات نهم ریاست جمهوری به خوبی خود نمایی کرد و در شرایطی که اعضای جامعه ی مدرسین حوزه ی قم بر سر اتخاذ موضع سکوت در انتخابات به توافق رسیده بودند اما گروهی از اعضای این جامعه به طور رسمی به حمایت از یکی از کاندیداها ( حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ) پرداختند . این در شرایطی بود که بسیاری از اعضای این تشکل امید به پیروزی رقیب آقای هاشمی یعنی دکتر احمدی نژاد داشتند و این اقدام برخی از اعضا از دید آنان توجیه ناپذیر و عجیب می نمود .
به هر حال اعضای مخالف با اقدام گروه مذکور ترجیح دادند تا بر عهد خود استوار بمانند و به منظور حفظ وحدت جامعه ی مدرسین از موضع گیری بپرهیزند هر چند در مواردی نیز به ابراز ناخرسندی از اقدام این گروه پرداختند و از آن گلایه کردند . پس از مشخص شدن نتیجه ی انتخابات و تشکیل دولت نهم این اختلاف نظر ابعاد تازه ای به خود گرفت و در حالی که عده ای از اعضای جامعتین به حمایت آشکار از دولت می پرداختند گروهی دیگر تبدیل به منتقدان سرسخت دولت گردیدند و در این راه حتی حامیان دولت را نیز به باد انتقاد گرفتند و به طور مثال سخنگوی جامعه مدرسین خواستار دادگاهی شدن فاطمه رجبی ( یکی از حامیان اصلی دولت ) شد .
و امروز با نزدیک شدن به انتخابات خبرگان رهبری تضادها و اختلاف دیدگاهها در بین اعضای جامعتین روز به روز نمایان تر می گردد . به طور حتم ارائه ی لیست مستقل " نخبگان حوزه ودانشگاه " از سوی برخی از اعضای جامعتین نقطه ی اوج اختلافات است . بررسی عوامل ایجاد این فاصله تنها یک گزینه را پیش رو قرار می دهد و آن " اختلاف نظر پیرامون سرمایه سالاری " است .
در شرایطی که برخی از اعضای جامعتین سرمایه سالاری را اِشکالی مهم و قابل اعتنا نمی دانند یا در مقابل آن سکوت می کنند ، جمعی دیگر آن را امری بسیار مهم و ریشه ی بسیاری از فسادها می دانند . این جنبش که در راس آن " موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) " و " حضرت آیت الله مصباح یزدی " ( متفکر و فیلسوف اصولگرا ) قرار دارند ، گرایش عده ای از یاران انقلاب را که دارای سوابق کم و بیش خوبی بوده اند به سرمایه سالاری و به تبع آن آلودگی آنان به فساد را شاهدی بر مدعای خود می دانند .
هر چند بسیاری از حامیان جریان اصولگرایی ایجاد شکاف در جامعتین را به زیان این جریان می دانند اما به اعتقاد من این اتفاق بیش از آنکه خطری برای اصولگرایی باشد یک فرصت است و می تواند معادلات آینده ی کشور و حتی در بعد وسیعتر دنیا را تغییر دهد چرا که ظهور دوباره ی جریان اصولگرایی ناب و متحرک با اتکا به روحانیون فعال ، عدالت طلب ، ریسک پذیر و عمدتا جوان ، پس از نزدیک به دو دهه و تفکیک آن از روحانیت بی تحرکِ راست گرا که داعیه ی اصولگرایی دارد ، حداقل دارای یک نفع بسیار مهم است و آن نشان دادن روی دیگری از روحانیت شیعه ( روحانیت اصیل شیعه ) به مردم است .
روحانیتی که ایجاد شکاف بین طبقات جامعه را بر نمی تابد ، روحانیتی که خواهان گسترش عدالت به هر قیمتی است حتی به قیمت فروریختن استوانه های فاسد و پوسیده ی نظام ، روحانیتی که نه تنها به دنبال توجیه دینی فسادهای مسئولان نیست بلکه در برابر آن سکوت نیز نمی کند ، روحانیتی که مدافع بررسی بی طرفانه ی کارنامه ی مسولان و تطبیق آن با راهکارهای علی (ع) است و روحانیتی که خواستار تحقق جامعه ی اسلامی بر اساس آموزه های اسلام ناب و اجرای بی چون و چرای احکام قرآن و نهج البلاغه است .
این شرایط بهترین فرصت را به مردم می هد تا با مقایسه ی دو جریان مذکور و تطبیق دادن آن با اصل قرآن و آموزه های نهج البلاغه بهترین راه را برگزیند و بی شک آن راه مسیری است روشن . انشاءالله
در همین زمینه :
» در حالي كه تمامي اصولگرايان شهر كرمان برنامزدي حجت الاسلام دكتر مرتضي آقا تهراني اجماع كرده اند، جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز تهران حاضر به معرفي اين استاد موسسه امام خميني نشده اند. جامعه روحانيت كرمان و هيات هاي مذهبي وهيات رزمندگان اسلام كرمان رسما از دكترآقا تهراني براي حضور درانتخابات دعوت كرده بودند.
محمدعلی موحدی كرمانی، سیداحمد خاتمی و محمدهاشمیان اعضاي لیست جامعتين هستند و مجيد انصاري، محمد هاشميان و موحدي كرماني اعضاي ليست اعتماد ملي در كرمان هستند.
قول داده بودم دراین پست در مورد ریشه های زن ستیزی در سینما و به خصوص صدا و سیما صحبت کنم . اما مطلبی را در رجا نیوز دیدم که به نظر برای این پست بهتر باشد . حتما در پستهای بعدی به قولم عمل خواهم کرد .
برای شروع یادآوری این نکته ضروری است که موسسه ی امام خمینی (ره) بعد از مشخص شدن لیست نهایی جامعتین برای انتخابات خبرگان و قرارگرفتن اسم بعضی اصولگریزان و سردمداران قدرت و ثروت از قبیل هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی در آن ، در یک حرکت قابل تقدیر لیست جداگانه ای با حضور برخی اصولگرایان واقعی منتشر کرد .
خبرنگار رجانيوز گزارش داد، ليست « نخبگان حوزه و دانشگاه»با حضور چند تن از اساتيد برجسته اخلاق تهران و دو نفر از اعضاي هيات علمي موسسه امام خميني به همراه 5 نفر از اعضاي ليست جامعتين تكميل شده است.
در اين راستا قاسم روانبخش دبير سياسي هفته نامه پرتو سخن اظهار داشت:ما در ميان اسامي كسانيكه براي اين انتخابات ثبتنام كرده بودند، كنكاش كرديم و متوجه شديم افراد با صلاحيتي وجود دارند كه اسم آن ها در ليستهاي جامعتين و گروههاي صالح ديگر قرار ندارد و برعكس اسامي كساني در اين ليستها قرار داده شده است؛ لذا برحسب وظيفه ليستي متشكل از افراد با صلاحيت تنظيم كرديم.
وي تاكيد كرد: عدهاي عليه اين اقدامات موضعگيري كرده و آن را در جهت تقابل با جامعه مدرسين حوزه علميه قم توصيف كردند كه به هيچ وجه چنين نيست. همچنين سخنگوي جامعه مدرسين حوزه علميه قم گفته است با اين كار سنگ بر روي سنگ بند نميشود، اما من خطاب به ايشان ميگويم كه چطور زماني كه جامعه مدرسين در انتخابات نهم رياست جمهوري موضع سكوت برگزيده بود، شما و جمعي ديگر از جامعه مدرسين با اسم و امضا از يكي از كانديداها مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري حمايت كرديد و آب هم از آب تكان نخورد و حال به صرف اينكه گفتيم شاخص ليست ما عدم وجود اسم آقايان هاشمي و روحاني است، شما ميگوييد سنگ روي سنگ بند نميشود و شما ما را متهم به تخريب اين دو تن ميكنيد. آيا آنها خود با اين كار شكاف در جامعه مدرسين ايجاد نكردند؟
وي گفت:« ما احترام كافي براي اعضاي جامعه مدرسين قائل هستيم، ولي حق خود ميدانيم كه ليست ارائه دهيم و به قول آقاي مصباح معتقديم كه ليست براي كسي حجت شرعي نميآورد مگر اينكه براي مردم اطمينان بياورد.»
روانبخش گفت:« از ما پرسيده شد كه شاخص ليستتان چيست؟ كه ما گفتيم آقاي هاشمي و روحاني در ليست ما نيستند. مگر ما حق نداريم كه كساني كه از نظر ما اصلح هستند را در ليستمان قرار دهيم؟ ما تخريب نميكنيم و اهل تخريب نيستيم، ولي از شماها نيز ميخواهيم كه تخريب نكنيد و فضاي انتخاباتي را آلوده نكنيد.»
دبير سياسي نشريه «پرتو»، ادامه داد:« ما گفتهايم كه آقايان هاشمي و روحاني در ليست ما نيستند آيا اين تخريب است كه شما ميگوييد؟خب شما هم بگوييد چند نفر از كساني كه ما قبول داريم در ليستتان نيستند.»
در همین زمینه نظر یکی از کاربران رجانیوز هم شنیدنی است :
بنام خدا و با سلام.بنده بعنوان یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه در مقطع تحصیلات تکمیلی , بسیار خرسندم که عزیزان موسسه حضرت امام(ره) با تیز بینی در صدد انحصار شکنی حلقه های قدرت و ثروت کسانی هستند که جزء عافیت طلبی و مصلحت جویی حزبی و تبار گرایی ,چیزی در مسلکشان مهم نیست.چنین حضراتی اگر امروز دم از ولایت می زنند بدان جهت است که مناصب و مسولیت دارند ,خدا آن روز را نیاورد که آقا -رهبر معظم انقلاب - بخواهد جایگزینی شایسته برای آنها در نظر بگیرد , آنوقت است که احتمالا اسلام به خطر خواهد افتاد!!!!!! مثل انتخابات نهم ریاست جمهوری!!! .روایات و احادیث بسیاری داریم که در آخر زمان و در زمان ظهور مولایمان اباصالح المهدی(عج) ,علمایی از دنیای اسلام ! علیه آن حضرت وارد میدان شده و آن عزیز زهرا(س) را تکذیب می کنند و... که البته توسط آن حضرت نیز معدوم خواهند شد... براستی اینان چه کسانی هستند؟!! در کدام واقعه تاریخی و روایات اسلامی وارده ,حضرت علی (ع) ودیگر ائمه هدی (ع) -نعوذ باا...- مدافع فاسدان اقتصادی و سیاسی بوده اند که امروز عده ای عالم نما بخود اجازه می دهند سفارش کنندگان برای تبرئه غارتگران بیت المال و متعرضان به حیثیت مردم و نظام اسلامی باشند. ترازوی سنجش ,نهج البلاغه امیرالمومنین است . آنقدر شفاف است که نمی توان دیگران را به عدم فهم آن متهم و خود را از سنجش با آن برّی دانست.عزیزان اسلام آنقدر که از خودی های نا صالح و فاسد ضربه خورده ,از غیر مسلمین نخورده است.استقرار دولت عدالت خواه و وجود رهبری پاک انقلاب-آقا - نیازمند پشتوانه سیاسی - مذهبی است که پایه های اعتماد مردم به نظام را تقویت بخشد و مطمئن باشید با وجود عناصری که در تربیت فرزندان خود نا موفق بوده و خود نیز از حامیان افراد مسئله دار و فاسدند , ملت هیچگاه خود را ماموم چنین افرادی در روزهای مبدا نخواهند کرد .پس آفرین بر شما که در این مقطع حساس سیلسی ,گام بزرگ و رو به جلویی را برداشته اید.بنده نیز آماده همکاری خالصانه چونان سالهای دفاع مقدس که نوجوانی 16 ساله و بسیجی برای اجرای فرمان حضرت امام(ره) در دفاع از اسلام ناب محمدی(ص) و نظام فاطمی بودم, هستم.بنا بر فرمایش تجسم انسان کامل و عدالت - حضرت علی(ع)- از قلّت یار هرگز نهراسیم.براستی مگر ما مهدی زهرا(عج) را نداریم؟! با هوشیاری و دقت نظر حاکمیت صالحان و یاران صدیق رهبری و حافظان فرهنگ و خون شهیدان , انشاء ا... نزدیک است.
این صدا و سیما هم دیگر شورش را در آورده . هر جوری که می خواهیم بهشان گیر ندهیم ، خودشان عین سادیستی ها آتو دستمان می دهند .
فکر کنم بیشتر شما در ماه مبارک ، حداقل یکبار سریالهای مناسبتی این ماه را دیده باشید . نباید از حق گذشت که سریال صاحبدلان جذاب و مملو از مفهوم سازنده بود .
اما وقتی این سریال را کنار سریال کانال دو ( آخرین گناه ) قرار می دهیم ارزشهای آن را هم فراموش می کنیم . آخرین گناه سریالی بود که در آن یک پزشک با دریافت یک قرنیه ، صاحب " چشم برزخی " شد و توانست باطن افراد اطرافش را ببیند .
تا اینجای داستان مشکل خیلی بزرگی وجود ندارد البته بگذریم از این سوتی بزرگ که چطور یک آدم تنها با دریافت یک قرنیه " آن هم به طور تصادفی " صاحب چشم برزخی میشود . مشکل زمانی شروع می شود که این آقای دکتر سعی می کند عامل همه ی گناهان یعنی نامزد خود را بکشد و در این هنگام ناگهان استاد و مراد معظم ( صاحب اصلی چشم برزخی ) از میان ابرها ظاهر می شود و خطاب به جناب دکتر می گوید : در " مکتب عشق " خشونت جایی ندارد .
مکتب عشق !!! این مکتب کدام مکتب است که خشونت در آن جایی ندارد ؟ مطمئنا اسلام نیست چون مجازات گناهکار و جهاد در اسلام جا دارد پس این مکتب اسلام نمی تواند باشد بلکه می تواند بخشی از مکتب عرفای صوفی باشد که ائمه (ع) همیشه آنها نفرین کرده اند و از آنان دوری جسته اند .
جالب است که صدا و سیمای مثلا اسلامی به یکباره تبدیل به رسانه ای برای تبلیغ تصوف می شود و به ببینده القا می کند برای اینکه چشم برزخی پیدا کنی و به فردوس خداوند بروی و روح بیکارت همیشه آزادانه این طرف و آن طرف پرسه بزند و به خلق الله درس اخلاق دهد برو توی خانه ات و یا کلاس درست در را هم قفل کن و از بیرون بی خبر با ش .
به کار کسی هم کاری نداشته باش ، حکم خدا را در مورد جهاد و ... انجام نده چون خشونت بد است و عبادت کن ، عبادت !!! اصلا چه کاری است که خودت را برای اجرای احکام خداوند و دین روشن اسلام به زحمت بیندازی برو عبادتت را بکن و اگر وقت داشتی چند تا کلاس اخلاق هم بگذار و به کار کسی کار نداشته باش ولی در عوض چشم برزخی می گیری و می توانی کلی صفا کنی و باطن افراد را ببینی و کیف کنی ، مافیای عزیز و محترم قدرت و ثروت هم فی سبیل الله کار خودش را می کند و بیت المال ملت را صرف سفرهای خداپسندانه ی خود و خانواده و آقازاده های محترم به اروپا می کند . تو کاری نداشته باش چشم برزخی را بچسب !!!
در یکی از سخنرانی های حضرت امام خواندم که صدا و سیما باید دانشگاهی برای ملت باشد ، آیا واقعا این همان دانشگاهی است که امام می خواست ؟ امروز صدای دشمنان اسلام ناب از هر طرف شنیده می شود که جهاد و احکام تربیتی اسلام را به نام خشونت محکوم می کنند و سعی دارند به این ترتیب ریشه ی اندیشه ی اسلام ناب را بخشکانند اما آیا آنها برای تبلیغ این تشکیک خود وسیله ای بهتر از صدا و سیمای ضرغامی پیدا می کردند ؟؟؟
چرا دانشگاهی که قرار بود اسلام ناب محمدی را تبلیغ کند تبدیل به وسیله ای برای تبلیغ اسلام ناب آمریکایی شده است ؟ و حرف آخر اینکه رابطه ی نفی خشونت با تساهل و تسامح به سبک اصلاح طلبی که هشت سال یا بهتر بگویم بیش از شانزده سال تمام فرهنگ ملت مسمان را به گند کشید چیست ؟
یک مطلب دیگر : به نظر شما چرا در چند سال اخیر توی بیشتر سریالها نقش منفی که شیطان او را گمراه کرده و گوش به فرمان خود در آورده ، یک خانم است ؟!!! این مسئله از کجا نشئت گرفته ؟ نظر شما چیست ؟ در پست بعد در این باره بیشتر صحبت می کنیم .