
اواسط دهه ي هفتاد بود و مديريت تكنوكرات-كارگزاراني دولت (به اصطلاح) سازندگي در اوج تسلط خود بر كشور قرار داشت. حالت چهره ي مديران تماما شبيه هم بود. چهره هايي سرد و بي روح و روبات گونه. شكي نبود كه مشكلات معيشتي از سويي و خوي طاغوت صفتي و نگاه ارباب و رعيتي مديران و مسئولان دولت وقت، سبب شده بود تا مردم از هر چيزي كه به نوعي رابطه اي با دولت داشت بيزار باشند؛ از اقتصاد و سياست گرفته تا سخنان و حتي حالات چهره.
همه مطمئن بودند فرد بعدي كه قصد به دست گرفتن زمام دولت را دارد بايد شعار تحول سر دهد زيرا در غير اينصورت محلي از اعراب نخواهد داشت. خيلي زود انتخابات رياست جمهوري سال 76 فرا رسيد. آنطور كه از شعارها بر مي آمد هر چهار رقيب انتخاباتي به خوبي اين اصل مهم را دريافته بودند و همگي از ايجاد تغيير سخن مي گفتند. اقتصاد، سياست، فرهنگ، مديريت و ... عرصه ي شعارهاي تحولخواهانه شده بود. اما در اين ميان محمد خاتمي و تيم مشاورين تبليغاتي اش يك گام جلوتر بودند: «وعده ي ايجاد تغيير، بايد به صورتي عيني به نمايش گذاشته مي شد».
اينگونه بود كه چهره ي خاتمي هم به بيلبورد تبليغاتي اش بدل شد. مردمي كه به ديدن چهره اي عبوس از مديران خود بزرگ بين كارگزاراني عادت كرده بودند، اينك كانديدائي را مي ديدند كه به هر بهانه اي گل از گلش مي شكفد و قهقهه تحويل مي دهد. هر چه بود استراتژي خاتمي جواب داده و مردم فريب شعارهاي تحولخواهانه ي او را خورده و به خيال جدا بودن حساب او از كارگزاران، برگه هاي راي خود را به نام او به صندوق ريخته بودند و خاتمي اينك رئيس جمهوري ايران بود.
براي آگاهان قوم مسجل بود كه چيزي تغيير نكرده است. مديران سابق بر پستهايشان ابقا مي شدند و يا در پستي مشابه - از لحاظ وزني - قرار مي گرفتند. نگاهها هم همان نگاههاي استكباري و خود برتر بيني بود. تنها چيزي كه متحول شده بود، چهره ها بود كه رنگ و لعابي از مردمفريبي به خود گرفته بود.
اينك نوبت ورود بوقهاي تبليغاتي دوم خردادي ها و روزنامه هاي زنجيره اي آنان بود تا با شانتاژ رسانه اي، لبخند خاتمي را دستمايه ي تبليغات خود كنند. «سيد خندان» لقبي بود كه خاتمي مفتخر! به دريافت آن از سوي روزنامه هاي زنجيره اي شد. هدف نيز مشخص بود: بايد خاتمي به عنوان فردي با اعتماد به نفس بالا و مقاوم در برابر كارشكني هاي مورد ادعامعرفي مي شد.

اما نتيجه آنطور كه برنامه ريزي شده بود حاصل نشد. مردم ايران خنده هاي سفيهانه ي خاتمي در مقابل مشكلات معيشتي، فسادهاي اقتصادي، فسادها و ضعفهاي هولناك مديريتي، باندسالاريها و فاميل سالاريها، تهاجم همه جانبه به مقدسات، آزادي عمل مطلق مافيا در سيستم اداري و اقتصادي و دهها مورد ديگر را نه به حساب اعتماد به نفس كه به حساب بي تفاوتي، بي عرضگي و بي خبري او از وضعيت زندگي شان مي گذاشتند.
با شكست پروژه ي موسوم به «سيد خندان»؛ كه نتايج آن در تمامي انتخاباتهاي پس از سال 81 و بخصوص با شكست سنگين ياران خاتمي در انتخابات مجلس هشتم نمايان گشت و اطمينان طراحان جنگ رواني دوم خرداد از اينكه مردم ايران به فرد «خندان بي عرضه» راي نخواهند داد؛ اينك و با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري دهم كه با تلاش خاتمي و يارانش براي بازگشت به قدرت همراه است؛ شاهد كليد خوردن استراتژي جديد اين طيف كه همان استراتژي مشهور «مظلوم نمايي» است هستيم.

اين استراتژي كه با اعلام بازنشستگي سياسي خاتمي آغاز شد، در روزهاي اخير به شدت از سوي رسانه هاي زنجيره اي - به خصوص روزنامه ي اعتماد - دنبال شده تا جايي كه از سوي اين رسانه ها لقب سيد خندان از خاتمي پس گرفته شده و لقب فاخر «سيد مظلوم» جايگزين آن گرديده است. اكنون بايد منتظر ماند و ديد كه جامعه ي ايران تا چه درجه اي از عقلانيت رسيده و تا چه حد به «عقلانيت معطوف به هدف» نزديك شده و آيا توانايي دفع پروژه ي بازي با احساساتش را دارد يا خير.
سرانجام دكتر علي لاريجاني به عنوان رئيس موقت مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد و به احتمال نزديك به يقين؛ در زمان مقرر به عنوان رئيس دائم مجلس نيز برگزيده خواهد شد.
غلامعلي حداد عادل تنها رقيب لاريجاني در فراكسيون اصولگرايان؛ بدنبال كسب راي ضعيف در اين فراكسيون - 50 راي در مقابل 160 راي لاريجاني - از كانديداتوري در صحن مجلس خودداري كرد.
اما بررسي علل راي ضعيف حداد مي تواند بسيار جالب توجه باشد. در اينجا به بازخواني اين علل از ديدگاه سه گروه دخيل مي پردازيم:
1- خود دكتر حداد علت اين عدم استقبال را در « مشی مستقلش برای ریاست مجلس »۱ مي داند.
2- از طرف ديگر جمعت ايثارگران و اصولگرايان تحولخواه و اصولگرايان فراگير(!) - حاميان و راي دهندگان به حداد و مخالفان دولت نهم - علت را در « انعطاف بیش از اندازه حدادعادل در قبال دولت »۲ مي دانند.
۳- و اما از ديگر سو؛ نمايندگاني كه حاضر به دادن راي به نام حداد نشدند؛ علت اين اقدام خود را « ايجاد فضاي تقابلي (با دولت) از سوي وي، عدم تعامل مناسب با دولت و شائبه تبدیل شدن جایگاه ریاست مجلس به تریبون تبلیغاتی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم »۳ مي دانند.
اكنون پيدا كنيد پرتقال فروش را ...
گزارش تفحص به جاي مجلس در دانشگاه بوعلي
پي نوشت:
۱- رجانيوز
۲- همان
۳- همان