
به نام خدا
فاصله ی میان شعار و عملکرد همواره یکی از زمینه های بحث برانگیز برای سیاست دوستان بوده است. اینکه شعارها همواره دلنشین هستند اما عملکردها ...
طرح شعار راهی است برای جذب مخاطب و حامی احتمالی و بدست آوردن مخاطب و حامی نزدیکترین راه برای افزایش قدرت. بنابراین تلاش افراد همواره این است که با طرح شعارهای جذاب تر و پر رنگ و لعاب تر؛ قدرتی بیش از رقیبان در عرصه ی متلاطم سیاست کسب کنند.
با این حال تجربه نشان می دهد در شرایطی که کسب قدرت هدف و آرمان نهایی باشد؛ شعارها صرفا جنبه ی تبلیغاتی یافته و با منویات و اعتقادات واقعی طراحان آن مغایرت پیدا خواهند کرد. در این شرایط بهترین راه برای قضاوت، مقایسه ی عملکردها با شعارهاست. کما اینکه به فرموده ی سعدی (علیه الرحمه): " دو صد گفته چون نیم کردار نیست "
یکی از عرصه های جولان همیشگی مدعیان اصلاح طلبی سر دادن شعار « آزادی بیان » و « تحمل سخن مخالف » بوده است. بارها شاهد بوده ایم که جریان مذکور به بهانه های مختلف از محدود شدن آزادی بیان سخن رانده و دیگران را به تحمل نظرات مخالف دعوت نموده است. اما به راستی اینان تا چه حد به شعارهای خود ایمان دارند؟
متاسفانه شواهد بیانگر آن است که منادیان اصلاح طلبی نه تنها به این شعار خود کوچکترین اعتقادی ندارند بلکه اصطلاحا " مرگ را فقط برای همسایه خوب می دانند ".
دفتر منحله ی تحکیم دانشگاه بوعلی سینا یکی از نمونه های گفتار فوق است. از جمله ی شعارهای همیشگی این تشکل غیر قانونی؛ شعار تحمل نظر مخالف و تکثرگرایی بوده که شاه بیت شعارهای اغتشاش گران وابسته به این دفتر در روز دانشجو نیز بوده است.
اما بنابر رویه ی همیشگی مدعیان اصلاح طلبی این شعار نیز صرفا در حد حرف باقی مانده و از سوی منادیان آن به مرحله ی اجرا در نیامده است. متاسفانه در هفته ای که گذشت یکبار دیگر شاهد فاصله ی میان شعار تا عمل بودیم.
در روزهای گذشته انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه به مناسبت هفته ی پژوهش اقدام به برگزاری مسابقه ی مقاله نویسی با موضوعات: « مردمسالاری دینی » ، « حکومت اسلامی و جامعه ی مدنی » و « نسبت اسلام با پلورالیسم » کرده بود. هدف برگزار کنندگان این مسابقه: " افزایش گرایش به پژوهش و برداشتن گامی در جهت آغاز جنبش نرم افزاری و کرسی های نظریه پردازی بومی " عنوان شده بود.
اما متاسفانه مدعیان پلورالیسم؛ سخن مخالف را حتی تا این حد نیز برنتابیدند و گروهی از اعضای افراطی این تشکل غیر قانونی اقدام به کندن و پاره کردن پوسترهای فراخوان مسابقه کردند تا میزان پایبندی خود را به شعارهای دروغین شان به نمایش بگذارند. هرچند این عده پس از برخورد مسئولین انجمن مجبور به انکار اقدام خود شدند.
یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که مغایرت شعارها با عملکردها از سوی مدعیان اصلاح طلبی مسبوق به سابقه است. برای مثال و به عنوان مشتی نمونه ی خروار باید از برخورد محمد خاتمی – لیدر جریان مدعی اصلاحات – در آخرین سخنرانی خود به عنوان رییس جمهوری در دانشگاه تهران – سال 83 – با منتقدانش یاد کرد که خطاب به آنها گفت: " می دهم از سالن بیرونتان کنند ".
به نام خدا
نمی دانم چرا بعد از شش ماه سکوت دوباره شروع می کنم. تردید دارم که آیا به مرحله ای رسیده ام که شایستگی نوشتن را داشته باشم؟ نمی دانم از کجا شروع کنم، وقت کم است و سخن بسیار ...
نمی دانم از غزه بنویسم یا از کنفرانس گفتگوی ادیان؟ نمی دانم از کودک بیمار اما گرسنه ی فلسطینی بنویسم یا مصافحه ی شیخ الازهر با سران صهیونیست؟ نمی دانم از نیش ها و کنایه های دوستان به دکتر بنویسم یا دشنه های برهنه ی دشمنان؟ نمی دانم از نزدیکی انتخابات و جنب و جوش تحکیمی ها بنویسم یا از کاهلی و سستی بچه مذهبی های تن پرور؟ نمی دانم از تنهایی احمدی نژاد بنویسم یا از مظلومیتش؟...
شش ماه گذشته برایم دوران با ارزشی بود. به خودم فرصت دادم که کمی به افکارم سر و سامان بدهم، کمی به گذشته حال و آینده ام بیاندیشم. به اینکه وظیفه ام چیست؛ آیا باید با وجود این دانش کم و ناقص سکوت پیشه کنم و کتابهای کتابخانه ی دانشگاه را زیر و رو کنم یا اینکه نه با توکل به خدا سهمی هرچند کوچک و در حد بضاعتم در روشنگری ( که امیدوارم تاریک گری نباشد) داشته باشم؟ هنوز هم دو دلم ...
انتخابات نزدیک است و یاران همه در خواب؛ فقط یک کلمه می گویم: " امیدوارم از پشت خنجر نخوریم " هر چند با صحبتهای شنبه شب باهنر در تلویزیون ( برنامه ی نگاه یک ) زیاد هم خوشبین نیستم. دل را به دریا زده ام؛ خدایا دستم را رها مکن.
« الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی »
این چند ماه را بیکارِ بیکار هم نبودم؛ خدا را شکر انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه را از چنگ تحکیمی ها بیرون آوردیم هر چند هزینه ی سنگینی داشت و دارد اما خدا را شکر. لااقل برای یکسال؛ آن هم سال حساس انتخابات؛ خیالمان از این بابت راحت است.
از دیدن اینکه گروهی چنان حریص فرصتند که حتی از انجمن های علمی که بناست فعالیتی صرفا علمی و پژوهشی داشته باشد هم نمی گذرند متاسف می شویم اما در دل تحسینشان می کنم که چقدر کار را جدی گرفته اند در حالی که ما همه در خواب خرگوشی هستیم.
راستی با اجازه ی بزرگترها رفتم قاطی حیوانات پر دار فاقد توانایی پرواز!!! مشهور است که می گویند پشت هر مرد موفقی زنی موفق قرار دارد؛ خیلی امیدواریم هم به آینده و هم به موفقیت ... هر چند می دانیم نامزدی آن هم به مدت طولانی و تا پایان تحصیل کار مشکلی است اما همواره توکلمان به خداست و می دانیم که با انتخابمان مسیر رسیدن به موفقیت را برای خودمان هموار کرده ایم.
ملتمس دعای خیر...