تبليغاتX
.: بچه های سوم تیر :.
به نام خدا

وقتی این وبلاگ را راه انداختم به خودم قول دادم در مورد بعضی چیزها مطلب ننویسم ، چند مورد مختلف بود که نمی خواهم به آنها بپردازم و مطلب را طولانی کنم . یکی از این موارد هاشمی رفسنجانی بود حالا بماند که چه دلایلی برای خودم داشتم . ولی با وجود انتقادهای زیادی که به ایشان داشتم ، عهد کرده بودم حتی الامکان از هاشمی حرف نزنم و یا حداقل مستقیما به او اشاره نکنم . تا امروز هم به جز یک مورد به عهدم وفادار بوده ام ، که البته آن یک مورد هم بیشتر اعتراض به قوه ی قضاییه بود تا هاشمی .

اما متاسفانه شرایط در این یک سال جوری پیش رفته که خواه ناخواه آدم مجبور می شود یک حرفهایی بزند و بعضی چیزهارا بگوید . اینکه در این کشور هر کجا فساد ، کم کاری و خیانتی صورت گرفته ماجرا به نوعی به نزدیکان آقای هاشمی که عمدتا با بهره گیری از رانت ایشان به بیت المال دست یافته اند ، ربط پیدا می کند مسئله ای نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت .

هاشمی رفسنجانی را اکثر ما می شناسیم ، فردی که برای پیروزی انقلاب اسلامی رنجهای فراوانی برده است ، فردی که زندانهای مخوف ساواک را تحمل کرده ولی حاضر به پشت کردن به مبارزات حضرت امام نشده است و ... . همه ی ما کم و بیش از خدمات و مبارزات هاشمی برای پیروزی انقلاب اطلاع داریم و برای آن ارزش قائلیم ، اما آیا گذشته ی یک انسان می تواند تضمین کننده ی آینده ی او باشد ؟

متاسفانه پاسخ این سوال منفی است ، هاشمی رفسنجانی درست مثل بسیاری از مبارزان تاریخ ، ظرفیت مقام و قدرت را نداشت . هاشمی رفسنجانی ظرفیت پاسداری از اعتماد مردم ایران را نداشت . قدرتی که مردم و رهبر مردم به هاشمی داده بودند تبدیل به وسیله ای شد برای ورود نزدیکان و اطرافیان ایشان به پستهای مدیریتی ، که ثمره ی آن امروز به خوبی در کشور قابل لمس است .

انحرافهای کوچک هاشمی که در ابتدا بسیار جزیی و بی اهمیت به نظر می رسید ، به تدریج تا حدی پیشرفت که او با وجود منع صریح رهبری در مورد بهانه جویی و تخریب دولت اسلامی ، که تنها نتیجه ی آن در جا زدن و عقب ماندگی بیش از پیش کشور است ، به یکی ازاصلی ترین دشمنان دولت تبدیل شده است و این یعنی ایستادن در برابر فرمان ولی فقیه و نایب امام عصر بر روی زمین .

جدیدترین ناسزای آقای هاشمی به مسئولین دولت و شخص رییس جمهور ، " شرور " خواندن آنان بخاطر ایجاد " تحول انقلابی " در دانشگاه آزاد است . خود آقای هاشمی دلیل این تحول را حسادت افراد شرور (رییس جمهور و اعضای دولت) به خود می داند . موضوع دانشگاه آزاد و فسادها و عدم شفافیت آن مسئله ای است که باید در جای خود به آن پرداخته شود ، اما نکته ی جالب توجه تر اعتقاد آقای هاشمی بر وجود حسادت نسبت به خود است !!!

آقای هاشمی به عنوان یک ایرانی از شما می خواهم ، لطفا بفرمایید به کدام امتیاز شما باید حسادت کرد ؟ آیا مدیریت ضعیف شما در دوران ریاستتان موجب حسادت می شود ؟ آیا نظارت نداشته ی شما بر نزدیکان و مدیرانتان که باعث دست اندازی آنها به بیت المال شده است شایسته ی حسادت است ؟ آیا چشم پوشی شما بر رانتخواریها و باند سالاری های زیردستانتان به جای شایسته سالاری حسادت برانگیز است ؟ آیا خانواده و فرزندان شما شایسته ی حسادت اند ؟ آیا حمایت شما از دزدان بیت المال رشک برانگیز است ؟ آیا میزان محبوبیت شما در بین مردم باعث ایجاد حسادت می شود ؟ آیا آخرت و عقبای شما موجب حسادت است ؟ و یا شاید فکر می کنید باید به باغهای پسته ، کاخهای چند میلیاردی ، اتومبیلهای چند صد میلیونی و شرکتهای شما و آقازاده هایتان حسادت کرد ؟

در این صورت باید پرسید بر سر حافظه تان چه آمده ؟ محمد رضا پهلوی که چندین برابر شما امکانات و تجملات داشت ! مطمئن باشید هیچ کس به شما حسادت نمی کند . مردم شما را الگو قرار داده اند تا گذشته شان را ارزان نفروشند .

آقای هاشمی ، شما برای ایجاد حکومت اسلامی مبارزه کرده اید ، برای آن زندان رفته اید و شکنجه شده اید ، آقای هاشمی شما جزو نزدیکترین نزدیکان امام بودید ، آقای هاشمی شما نماینده ی امام بودید ، شما جزو قدیمی ترین و نزدیکترین یاران و دوستان مقام معظم رهبری بودید . یاد زبیر را در ذهن تاریخ زنده نکنید . آقای هاشمی زبیر هم " سیف الاسلام " بود اما گذشته اش هیچ کمکی به سعادتش نکرد .

آقای هاشمی دوران شما به پایان رسیده ، تفکر شما مندرس و نخ نما شده ، نگذارید کار به روز " جَمَل " برسد که دیگر پشیمانی فایده ای نداشته باشد . آقای هاشمی چه دوست داشته باشید و چه دوست نداشته باشید زمان بازنشستگی شما فرا رسیده پس خود را بازنشسته کنید پیش از آنکه قدرت الهی مردم شما را بازنشسته کند .

Posted by حسين فتوحي @ 18:24 |